تبليغاتX
وزارت سحر و جادو
یکشنبه هفتم تیر 1388
حدث بزن کی برگشته؟
(به سبک این برنامه های مزخرف تلویزیون): یه سلام به قامت شب تار که می زنه سه تار! یه سلام به بوی عرق جوونی! یه سلام  محض خنده به تو جوون ک....!

سلام سلام من برگشتم با کوله باری از چماق! بالا پشته بوم! واندالیسم  حوالی سطل اشغال  اسپری رنگ امیزی (ترجیحا سبز!)  اومدم بگم م...... بر.....د.... ر!(دامبی هی سانسور کن!)

از این بحث شیرین کتک بگذریم تابستون و عشقست! نهایی هم دادیم و به درک فرستادیمش با ۱۶.۳۲

البته بگم از نمره ی این یارو دامبی خبر ندارم ولی احتمالا ۱۹-۲۰ شده ( در حال خر زدن!)(تلمیح به کتاب در حال پوست کندن پیازها!)

از دامبی هم که بگذریم(هر چند چیزیه که نمی شه ازش گذشت!) نوبته یه تغیر و تحول تو این سگدونیه (توجه توجه ایهام دارد معنی دورش رو عشق است!) از این به بعد این وبلاگ می تروکونه همون طور که این اغتشاشگرای بی تربیت اتوبوس شرک واحد  رو اتش می زنن و این سران کشورهای فاشیست و سوسمالدموکرات!(به قول بزرگمهر حسین پور) حال می کنن می خوام این وبلاگ رو بترکونم!

فعلا!

الله اکبر

 

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 10:10 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
بسیج مجازی، پلیس اینترنتی ایست بازرسی بلاگفا!
صد بار بهتون گفتم از این غلطا نکنین میان یه کاریمون میکنن ها!

صد بار گفتم هی اسم این میدون لعنتی رو نیار فقط اسم میدونه  صد بار گفتم می خوای بری آزادی یه راه بیشتر نداری اونم مترو ست!

صد بار گفتم حرف نزنین به هیچ چیز معترض نباشین بابا مملکت اون میدونه اگر نیست عوضش اینترنت دایل آپ داره گوش نکردین!

صدبار گقتم و گقتم شما هم گوش نکردین زدن فیلترمون کردن هیچ وسط اینترنت ایست بازرسی  گذاشتن

از دفترچه خاطرات یک فرد ساکن نا کجا آباد

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 10:46 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
اسکیرمجر ز لیست!
سلام و دو صد شایدم سیصد سلام بر عزیزان الاف و بی کار وبگرد!

ما نوکریم ما چاکریم ما شرمنده ایم که این آپ دامبی این همه مدت بالای وبلاگ بود!

دیگه عیدتون هم که مبارک باشه عیدی ما یادت نره!

می خواستم یه چیزی بگم که هرکی سریال لاست (گمشده ٬گمشدگان٬) رو ندیده رسما بره بمیره!

سریعا جهت خردین و دیدن این سریال اقدام نمایید که سیزن پنجشم داره می یاد!(من جان لاک می خوام!)

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:43 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه هفدهم آبان 1387
من اینجام !!
سلام به همه باز من اومدم...
اول از همه از دوستان و آدمای الافی که با نظر های پر محتواشون ( مثل : من آپم !!! آپیدم !!! دارم می آپم !!! آپیده بودم !!! آپ بوده ایم !!! خواهم آپید !!! ما آپیدم و آپ... ما رو سرفراز کردن تشکر می کنم و واقعا براشون دعا می کنم !!! )
بوی گند و گه مهر هم که دیگه همه بهش عادت کردن و دیگه هرجا میری همه دارن درس می خونن ( حتی یک ثانبه هم شک نکن )
نمونش همین اسی...واسه من آدم شده میره تست می زنه البته من یه دوستا داشتم قبلا, این بیچاره درس زیاد خوند و مرد...شما خیلی مواظب باشین....

------------------------------------
پی نوشت : چند وخ بود پی نوشت نداده بودم الان احساس بهتری دارم....
نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 0:18 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
انتری که لوطی اش مرده بود!(با حضور بهروز وثوقی ابراهیم گلستان صادق هدایت انور خامه ای و ازا این ها!)
اولش سلام باید بگم که فقط بهروز جون تو ی جمع بالا اضافی هستش بغیه ارازل اباش ادبی هستن! که بنده ارادت ویژه دارم.

سوم انتری که ... اسم کتابیه از  مرحوم صادق چوبک

چهارم حال کردم اسم بهروز وثوقی هم بگم مشکلیه؟

پنجم : سرما خوردم شدیدا قریبا (به ما چه گور عمت!)

ششم: من از مدرسه بیزارم

هفتم: من گشنمه چیپس می خوام

هشتم: ابراهیم گلستان کارگردان و حراف خوبی بود (خوشم نیومد چی در مورد جلال گفت!)

نهم:دامبی در سطح بز هم نیست!

دهم: هفته ی کتاب کی هستش؟

یازدهم: انور جان کمون بودن شدیدن قریبا!

دوازدهم: اطلاعات ادبی رو می حالی؟!!

سیزدهم:صادق هدایت و صادق چوبک رفیق فاب بودن

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 11:20 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه نوزدهم مهر 1387
پایان!
سرانجام پایان رسید! نه بابا نترس بچه های بدشانس رو میگم آخر تموم شد کتاب آخرش هم رسید!

پایان اسمشه! برید بخرید!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:54 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه سیزدهم مهر 1387
کشف یه نابغه!
یه کشفی کردم مامان!

یه نابغه ی هایکو گو پیدا کردم به این آدرس http://switchuser.blogfa.com/ واقعا استعداد داره شاید درکم نکنید ولی درکم کنید برید بهش سر بزنید!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:48 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه دوازدهم مهر 1387
آستین ؟؟
بازم سلام و خسته نباشید عرض می کنم خدمت همه ی آدم های الاف ( شایدم درستش علاف باشه ) که از روی بی کاری و با وجود این همه صفحات مختلف وب باز هم میان اینجارو میبینن... ( خدا شفاتون بده  )

قبل از هر چیر بهتره بگم که اسی الکی خودتو نگیر کسی نه تنها به تو زن نمیده بلکه به تو شوهر هم نمیدن  حالا زیاد ناراحت نباش خودم بعدا برات آستین بالا می زنم  ( چند نفر باید بیان واسه خودم آستین بالا بزنن  )

حالا این بحثارو بی خیال...۹۹.۹۹ درصد اونهایی که زن گرفتن الان پشیمونن پس چه عجله ایه ؟؟

راستی منم از این تریبون استفاده می کنم و تولد وزارت جون رو به همه ی کارکنان و بازدیدکنندگان محترم و محترمه تبریک می گم...بقای عمر شما باشه...

-------------------------------

پی نوشت : این پست پی نوشت ندارد

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 11:56 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یازدهم مهر 1387
وزارت تولدت مبارک!
می خواستم این تولد رو بترکونم نشد این مدرسه ی لعنتی مگه می زاره؟!

راستی دامبی به زن گرفتن ما اشاره کرد من تکذیب می کنم چون می خوام تو تنهایی بپوسم!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 1:26 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه یکم مهر 1387
باز دوباره ؟؟
واقعا کی باورش میشه ؟؟ کی ؟؟ تو ؟؟ تو غلط خوردی باورت میشه  اصلا تو چی کاره ای که باورت بشه یا نشه ؟؟

آخه یکی نیست به این مسئولین محترم بگه آخه آدم عاقل چزا این اسی رو میفرستین به اون خراب شده ؟ اگه قرار بود آدم شه در این ده سال و خورده ای می شد !!!!

واقعا من که این وسط هیچ کارم و کوچیکتر از اونیم که بخوام واسه اداره ای تعیین تکلیف کنم اما الان دیگه همه می دونن که سیسیتم تحصیلی ما تقریبا چند قرنه که منسوخ شده اما با این همه بازم بهش ادامه میدیم...( من همین جا باز یادآوری میکنم که هی حرف تو دهن من نزارین...من اگه چیزی بخوام بگم میگم...از کسی هم رودروایسی ندارم  اگه هم این حرفارو دارم می زنم فقط می خوام کمی فضای حاکم بر پست های اینجا کمی عوض شه...همین !!!  )...

اصلا این حرفارو بی خیال...حیف نیست این هوای خوب پاییزی رو آدم ول کنه پاشه بره مدرسه ؟؟ ( البته اگه بعضیا واقا برن مدرسه !!! البته بعضیا هم بودن و نبودنشون در مدرسه زیاد تاثیری نداره...اسی چار داری منو این طوری نیگا می کنی ؟؟  )

----------------------------

پی نوشت ۱ : ما با مدرسه که سهله با زن گرفتن هم نوشتن چرت و پرت هامونو در اینجا ادامه میدیم... پس هیچ کس نگران اینجا نشه

پی نوشت ۲ : منتظر پست های بعدی ما باشید...( مکان : همین جا !!  منظور بدی نداشتم باور کن !!! )

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 1:28 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب