تبليغاتX
وزارت سحر و جادو
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
تابستون کوتاهه! یا من مدرسه برو نیستم!یا ای چیز تو این مدرسه یا من مامانمو می خوام!

من مدرسه نمی رم!

آخه ...چی بگم دوباره این مدرسه ی مادر......ه! باز شد!

آخه که چی می ری مدرسه که چی بشه به خدا من از این هری پاتر بیشتر ازمدرسه چیز  یاد گرفتم

همین هری پاتر منو کتاب خون کرد اگر به این مدرسه بود من تا حالا شده بودم طلبه! حوزه ی علمیه ی قم درس می خوندم! ای چیززززززززززززززززززززز برگر تو این مدرسه!

تابستونم گذشت و رفت

مدرسه امد و موند تا

من و دامبی و تو رو به .... (شما فکر کن باد!) بده

ای چیز تو این وزارت آموزش و پرورش!

شعر نو رو حال کردی!

پی نوشت: من از دامبی خیلی ممنونم که می یاد گه! کاری های من و درست کنه خودش گه می زنه!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 2:4 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه سی ام شهریور 1387
اتم از همه چی داره !!!
اول از همه از ساسی باربی و دو سه نقطه بابت این دزدی هنری که اسی در پست قبل کرد معذرت می خوام  ( البته مشکل خودتونه...فقط خواستم سوء تفاهم پیش نیاد... )

امروز داشتم همین طوری و بدون هیچ هدف خواستی وبلاگ های همه جور آدمی رو نیگا می کردم...در یکی از اون ها به یه کلیپ صوتی ته خنده رسیدم ( البته فقط برای افراد با جنبه )...

دیدم فایل اصلیش دیدم یک کم حجمش زیاده, برای همین خودم گرفتم کیفیت پایینش رو هم آپلود کردم که کسی مشکل نداشته باشه...

در این کلیپ از نظرات یکی از هموطنان آذری در مورد صلاح های اتمی ( یا همون Atomic Bomb ) رو می شنویم...( مطمئن هستم خیلی هاتون شاید اینو شنیده باشین اما اگه یه بار دیگه هم بشنوین ظرر نمی کنین...)

البته من همین جا بگم نویسندگان این وبلاگ بدون هیچ گونه قصد و قرض کار می کنن و این فایل هم فقط جهت آشناتر شدن عموم مردم با این جور بحث ها هست و بدون هیچ گونه قصد و سوء سیاسی من اینو براتون می زارم و اصلا قصد کاری که جدیدا بهش میگن شسشت و شوی ذهنی افراد  رو ندارم, پس لطفا فقط با جنبه هاش دانلود کنن  ( راستی واسه این که بعدا به هر دلیلی فایل از سرور مربوطه پاک نشه این دو رو من در رپیدشیر آپلود کردم که کسی نتونه پاکش کنه ...آموزش دانلود در قسمت پی نوشت ) :

Atomic Bomb - کیفیت پایین ( 64 Kb ) - حجم : 2.1 Mb

Atomic Bomb - کیفیت بالا ( 128 Kb ) - حجم : 4.3 Mb

-------------------------------

پی نوشت : به صفحه ی مربوطه رفته...جهت دانلود به صورت مجانی بر روی Free User کلیک کنید...در صفحه ی جدید مطابق با زمان نمایش دهنده ( بیشتر از 1 دقیقه نمیشه ) صبر کنید تا عبارت دانلود (  ) پیدا شود سپس بر روی آن رست کلیک کرده و سپس گزینه Save Target As را بزنید...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 10:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
1 میلیارد 200 میلیون و 122 ارتش !اگر جمع شن نمی تونن منو بگیرن از هری پاتر!
بنده سعی نمودم در اینجا به شعر نسبتا جدید ساسی مانکن! و حسین مخته بری....م! (بدو بدو)

این آهنگ رو به چوچانگ (هر پاتر 2007) تقدیم می نمایم!

اسی مانکن مانکن! دامبی پخته پخته!

انگار که نه انگار وبمون هری پاتریه!

الان شب شده من می خوام بکنم رو مخ تو نرمش!

1 میلیارد 200 میلیون و 122 ارتش! اگر جمع شن نمی تون منو ببرن تو سنجش!( یعنی من دانشگاه برو نیستم!)

آخه اسی با شما خیلی Happy یه!

یه جاشم! نمی ده به بقیه!

....

بیا بیا پیشم بمون دامبولی دامبی تو چقدر گوگولی!

yes اسی مانکن پروداکشن بالا بالا بالا آهان! بالا بالا بالا

 

  • دوست داری که من مغزت و بخورم(آره.....)! می گم به تو کوپولم بیا تو وب ما باش آره!

نمی تونه ترکت کنه آره دامبی دوست داره!

من و بسته بندی کن و بزار تو فیریزر

نری نری یه کاری کنی پ...م های اسی بریزیه!

ببین هری پاتر ماتری نداریم خبر هم نداریم!

مطلب هم که می دیم رد نظر می کنی گوگولی!

تا همین جام دلم برای این عزیزان ترکید که ر...دم به اثرشون!

 

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:49 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
محکومین تنهایی
آدمایی مثل من محکوم به تهایی اند٬دیالکتیک تنهایی٬محکوم به اینکه تنهایی دنیا رو سیر کنند محکوم به اینکه شب ها و روزها رو تنهایی گز کنند. محکوم به اینکه تو تنهایی غذا بخورند٬تو تنهایی بخوابند و تو تنهایی گریه کنند و تو تنهایی تلویزیون نگاه کنند.

تنهای تنها.

محکوم به اینکه عشقشان مال کسی دیگر باشد٬محکوم به اینکه به هم نرسند٬ محکومند محکوم

محاکمه:محکمه ی آنان دنیا است هیات منصفه ما رو محکوم می کنه به تنها بودن تنها گریه کردن.

اکثر محکومین قصاص اعدام دارند: خودکشی یا حبس ابد:نگاه تیره ی مردم به امثال ما

اقلیت کمی از این تنهایی اونم در بهره ی زمانی کوتاهی لذت می برند٬اما بعد دیوانه وار می کوشند که از تنهایی در ایند ولی بیهوده می کوشند چون انان محکومند محکوم به تنهایی...

لعنت یه این تنهایی ولی چه می شود کرد که هیئت منصفه و قاضی به تنهایی ما رای دادند.

شاید ما نیز در این تنهایی بی تقصیر نباشیم٬ انتخاب کسی که می دانیم قسمت ما نیست.

شاید در یه زمانی با کسی باشیم یا با کسی ازدواج کنیم٬ولی باز تنهاییم٬حتی اگر به طلاق نرسیم یا رابطه یمان حفظ شود ولی همیشه در پی آزادی از این رابطه هستیم چون ما محکومیم محکوم به تنهایی.

حتی اگر در شرایطی ویژهبه عشقمان و قسمت گمشده ی خود برسیم او را از دست می دهیم (ربطی یه عرضه و غیره نداره) بلکه ما تنهاییم محکومین تنهایی

محکومین قیام کنید علیه تنهایی ولی بدانید بزودی قیامتان نتیجه نمی دهد و نخواهد داد چون ما محکومیم محکوم به تنهایی...

از دفترچه خاطرات اسکیرمجر ۱۳/۶/۸۷

با تلخیص و تصرف!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 1:44 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
آره, راس میگه...
بازم سلام...آره واقعا خوش گذشت و خوب بود  ( جای همتون خال خالی بود  )

حالا اونو بی خیال...خداییش دلم برای نویسنده هایی که این اسی تبلیغات کتابشونو اینجا می کنه می سوزه...

طرف میاد با کلی آرزو و امید یه کتاب می تونیسه و با این وضعیت مملکت ( منظور بدی نداشتم..اگه به این بحث خیلی علاقه داری پی نوشت ۱ رو بخون  ) مجوز چاپ میگیره بعد اون وقت این اسی با این تبلیغات سوئش باعث میشه اون ۲ نفری هم که می خواتن اون کتابو بخرن دیگه نخرن...

-----------------------------

پی نوشت ۱ : خدا شاهده که منظوره بدی نداشتم  منظورم این بود که در این وضعیت بی بنزینی ( البته بنزین داریم...اما این داشتن از نداشتن بد تره !! ) گرفتن مجوز چاپ حتما باید کار سختی باشه !!  اصلا به من چه ؟؟

پی نوشت ۲ : من به نوبه ی خودم از تمامی نویسندگان و پدید آوردگان تمامی آثار فرهنگی معذرت خواهی می کنم و امیدوارم مثل این عزیزمون دچار همچین مشکلاتی نشن...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 1:37 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
من برات بیس می زنم....!!!
آقا جاتون بس خالی پاشودیم با دامبی و یکی از رفقا رفتیم یه کنسرت گروه جاز! چه فازی داد!

سروش صحت و آقای فرخی نژاد و منصور ضابطیان هم بودن دست دادیم و سلام عرض کردیم جاتون بس خالی!

کنسرت خیلی خوب بود و  اجرا ی واقعا زیبایی داشتن.

واقعا ما هم می تونیم مگه ما چیمون از خارجی ها کمتره؟ (هر چند که همه ی کارا غیر از یکی کاور بود که اون یکی هک شعرش کاور بود!)

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 11:2 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
کمیک بازان بشتابید!
آقا جدیدا یه محل باز شده کمیک می فروشه با کلی اصلاعات و اینا! آدمشم من تایید می کنم اگر سفارش دادی خراب از آب در اومد من اینجام جرم بده

کمیک شاپ

برای اطلاعات بیشتر به همونجا مراجعه کنید!

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

کمیک شاپ

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 10:6 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|هوا را از من بگیر| خنده ات را نه! |
تو نمی خواهی٬

تو ترسیده ای٬

از فقر٬

تو نمی خواهی٬

قدم در خیابان بگذاری با کفش های کهنه

وبه خانه بازگردی با همان پیراهن٬

محبوب من٬

ما آن گونه که ثروتمندان م گویند

نگون بختی را دوست نداریم.

ما آن را چون دندانی پوسیده که تا به امروز بر قلب انسان زده

می کنیم و بیرون می افکنیم.

اما نمی خواهم وحشت کنی.

اگر به خاطر من فقر به کلبه تو بیاید٬

اگر فقر کفش بلورین تو را با خود ببرد٬

بگذار همه چیزی را با خود ببرد٬

اما خنده ات را نه٬که نان زندگی است.

اگر نمی توانی اجاره را بپردازی

با قلبی پر غرور به دنبال کار برو٬

و به یاد داشته باش٬ عشق من٬ که من با توام

ما باهمدیگر بزرگترین ثروتی هستیم

که بر روی زمین انباشته است.

شعری رو که خوندید از کتاب عاشقانه های پابلو  نرودا (انقلابی شیلیایی رفیق آلانده ی بزرگ عموی همین ایزابل الانده ی خودمون!) به نام هوا را از من بگیر اما خنده ات را نه تایپیدم براتون!

نشر چشمه/ ترجمه ی آقای احمد پوری/قیمت:۱۲۰۰تومان

پی نوشت 1:دامبی جوابتو تو مسنجر دادم ولی اینجا هیچی به هت نمی گم چون جواب تو خاموشی است!

پی نوشت ۲:فوت کیبوردر پینک فلوید رو به همه ی پینکفلوید باز های عزیز تسلیت می گم!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:46 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
باز داره میاد...
جدی نمی فهمم این موضوع که یکی دیگه وبلاگشو ول می کنه به اسی چه ربطی داره...کسی فهمید با همون شماره ها مه خود اسی داد زنگ بزنه...

اینارو بی خیال...دقت کردی ثانیه به ثانیه داریم به شروع سال تحصیلی نزذیک میشیم ؟؟

شماهارو نمیدونم اما من یکی اصلا احساس خوبی ندارم...( شاید به خاطر اینه که هنوز کلی کار ناتموم دارم )

امیدوارم از این تابستونم لذت کافی رو برده باشین و به اصطلاح عموم هر غلطی که می خواستین خورده باشین

همین الان هم بهتون پیشنهاد می کنم زودتر خودتونو برای سال تحصیلی آماده کنین تا بتونین خویشتن واقعی خودتونو به همه نشون بدین...

-------------------------

پی نوشت ۱ : در پی اعتراض ها و تجمع افراد بیکار و صحبت هایی که با مقامات بالا در ضمینه ی اون کلیپ عرفان شد من یک بار دیگه بهتره این نکته رو بگم که هر کی هر غلطی می کنه که به ما ربط نداره... ما هم عضو هیچ گونه گروه خراب کاری نیستیم. یعنی اصلا هدفمون فرق داره..هدف ما گند زدن به چهره ی هر فردی که پیدا کنیم ( واضحه که با هدف اونا خیلی فرق  داره  )...منم همین جا از همه ی عزیزانی که با استفاده از انواع وسایل ( !!! ) با ما در ارتباط بودن تشکر می کنم و امیدوارم برای کسی سوء تفاهمی پیش نیومده باشه...

پی نوشت ۲ : من همین جا از ساحب وبلاگ جینی تقاضا دارم برای این که این اسی نافرم گیر داده و به این آسونیا ول نمی کنه پیشنهاد می کنه که هر موقعی وقت داشتن اون وبلاگ رو آپ کنن تا بلکه این بچه هم خوشحال شه...( جدی کسی فهمید این اسی چرا اینقدر به این موضوع گیر داده حتما منو هم در جریان بزاره...شاید لازم شد کمکش کنیم  )

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 12:37 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
دامبی شنیدم مگن واردی؟ برقص برامون خارجی! یا جوکر آغاز می شود
نوکرم به مولا!

فقط می خواستم یه چیزی درباره ی "جوکر" بگم

بتمن و دیدی خب! اون یکیش جوکره!

می دونید صورت جوکر هیچ وقت پاک نمی شه؟

جوکر یه دانشمند بوده که یه شب می ره از کارخانه ای که توش بوده یه چیزی (نمی دونم مال خودش یا نه!) رو بدزده!(نمی دونم نیتش خیر بود یا خیر(خیر دومی نه است!) می افته تو یه ماده ی شیمیایی

بعد خل و چل می شه چون صورتش سفید موهاش سبز و لبش قرمز می شه مثل دلقکا!

 

حالا من نمی دونم تایتل!(اوهو!) بالا چه ربطی به جوکر داشت (قسمت اولش البته!) برای اینکه ربطش بدیم یه شعر در وصف دامبی فالبداعه می گم بحالین!

دامبی....تو... خیلی.....خری!

البته مثل این که این یه نوع هایکو بود (شعر سنتی ژاپنی) ولی در هر حال به قل حضرت "زانیار"! همینه که هست!

پی نوشت من خواهر هر چه شعر و ور و ک... شعره استاد کردم!

پی نوشت ۲: مثل اینکه این جینی (نیلوفر) تعطیل کرد رفت هر کی خبری ازش داره به شماره تلفن ۰۲۱-۱۱۸۱۱۹۱۱۰۱۱۵ ! زنگ بزنه یا تو نظرا بگه!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 11:49 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
یاشها سین آذر بایجانقربی یا ما اومدیم!
دلم برای این هوای کثافت تهران لک زده بود! اخخخخخخخخخخخخخ تبریز درسته خوب بود ولی هیچ جا تهرون نمی شه!

خب می بینم که اق دامبی سایت های فیل تور شده ای مثل یوتوب و رپ سان می ره که مشخصه فیل تور شکن داره و کارای بد بد و سایت های چیز دار می ره!

جاتون خالی بد نبود اذربایجان فقط حس شد اندکی خورده شیشه دارن ولی دل پاکن !(این آدرس دادناشون منو کشته بود!)

در هر حال من این قضیه ی گروهک ها رو نفهمیدم کسی بلا نسبت ما به ما انگ زیر زمینی! زده بود یا صرفا پیشگیری بود دامبی ژون!

پی نوشت برای دامبی عزیز: سوغاتی هم برات خودم و سالم آوردم حال کنی!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 7:22 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
ول نمی کنه...
اول از همه باز سلام...

واقعا آدم دلش واسه هنرمندا هم می سوزه...( این بیچاره های هم عالمی دارنا...)

حالا یه چیز دیگه خارج از بحث, این اسی مگه نگفت یه مدت میره مسافرت و اینا ؟؟ پس چرا این موجود ول نمی کنه ؟؟

بازم یه موضوع واقعا خارج از بحث دیگه, دیدم عرفان به عنوان جواب به برنامه شوک ( به قول خودش جوک  ) یه کلیپی داده و گفتم ما هم در عمومی کردنش شریک بشیم...خواستی دانلود کن..نخواستی هم که به .. حافظ... ( از قسمت پی نوشت ۱ می تونین دانلودش کنین !!! )

----------------------------

پی نوشت ۱ :برای دانلود آهنگ یا ویدیو بر روی نام آهنگ راست کلیک کنید و سپس گزینه Save Target As را بزنید

فرمت WMV / سایز 13.68 MB

Erfan's Opinion About Shock

فرمت 3GP / سایز 6.10 MB

Erfan's Opinion About Shock

مشاهده از سایت Youtube

                                                                                       با تشکر از RapSun

پی نوشت ۲ : البته من همین جا حرف همه ی گروه ها و گروهک های تروریستی و افراد متفرقه ای که سعی می کنند نظم جامعه رو بر هم بزنند و شایعه می کنند که نویسندگان اینجا عضو گروه های زیرزمینی خاصی هستند و پست هاشون با منظور هست رو کاملا تکذیب می کنم و همین جا ذکر می کنم که ما ( خودمو مطمئنم اسی رو نمی دونم ) قصدمون فقط نشون دادن حقایق و البته مسخره کردن یه سری افراد و موضوعات مسخره تره و اصلا منظوری نداریم !!!! 

پی نوشت ۳ : صحبت خاصی دیگه ندارم فقط :

 تشخیص دادن راه راست از نادرست آسان است انتخاب با شماست...

پی نوشت 4 : حالا خارج از این حرفا..مسکه این اسی تو مسافرتشم ول کن نیس...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 0:26 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
آرامش با دیازپام 10 یا نامجو برو بمیر یا نامجو دوست داریم و از اینا!
یه چند روزیه چند روز که نیست یه مدت طولانیه ملت جوگیر ما هی عاشق می شن هی فارغ می شن

این محسن نامجو چی کار مگه کرده قران خونده با اهنگ خب مگه گفته قران جیزه یا خدا نیست!

یه کار کردن بگه آقا غلط کردم من نمی فهمم!

ما هم از یه ور هر کی تو وبش یا هر قبرستون دیگه می گه نامجو بده اونجا به نامجو فش می دیم اگر تعریف کنه می گیم جانا سخن دل می گویی!

این و با خودم هستم بسه بابا جان خا... مالی و پاچه خاری هم حدی داره اسی یکم آدم باش!(از قدیم گفتن در چیز خوبیه دروازم چیز خوبیه به در می گن که یه دروازه بشنوه هم چیز خوبیه!)

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 2:36 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
چاقو دسته زنجان مدل تبریز

نوکر بکس هری پاتریست خف و خفن بکس باحال هستیم! داشتیم می رفتیم تبریز! گفتیم قبل از اینکه بریم یه آپی بیاپیم!

می خوام برم از زنجان تیزی بخرم به مولا! (هر کی خواست آدرس بده براش بخرم!)

سوغاتی هم براتون دسته خ... بیل می یارم!

نوکرم!

راستی جواب اق دامبی رو هم همونجا دادم

 

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 11:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
عجب..
جدا برام سواله که اسی چه جوری این قدر چرت و پرت می گه ؟ ( کسی فهمی منو هم در جریان بزاره )

اودم بیام اینجا این پست رو بدم دیدم وبلاگ شخصی آقای علیرضا شیرازی ( میدیریت محترم ) هم آپدیت شده پست عجیب و جالب ایشون منو واقعا به فکر فرو برد...

شما هم ببینین ضرر نمی کنین...فقط کافیه اینجا کلیک کنین...

-------------------------------

پی نوشت ۱ : این روزها همه حرف از عشق می زنند...شما چطور ؟

پی نوشت ۲ : اسی خواهش می کنم تو پی نوشت نده...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:23 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
شبا همش به می خونه می رم من!
شبا همش به می خونه میرم من سراغ می و پیمونه میرم من!

اه دوربین روشن بود آقا غلط کردیم ما نادم و پیشامانیم!

اینا رو وللش مصل! اینکه این لونا دوباره می خواد اینجا رو باز کنه!(هر چند بعید می دونم!)

ولی لونا وب تو تخته نکن!                                                   لونا آباد رفیق نیمه راه آباد!

 

حالا این ول کن اینو بچسب : به خدا رفته بودم سقا خونه! دعا کنم.... راستش و بگو کجا... آخ...گشت اومد!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 1:26 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
پیرامون عشق و لیلی و مجنون و رمئو و اینا!
"عشق برای ان که محقق شود باید قوانینی دنیای ما را زیر پا بگذارد.عشق رسوا و خلاف قاعده است٬
جرمی است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پیوستن در میان فضا مرتکب می شوند مفهوم ذمانتیک عشق که متضمن گسستن و گریختن و فاجعه است یگانه مفهومی از عشق است که امروز ما می شناسیم چون همه چیز در جامعه ی ما مانع از آن است که عشق انتخابی آزاد شود"

اینایی که خوندید از کتاب دیالکتیک تنهایی اکتاویو پاز (پاس) بود جدا تعریفی قشنگی از عشق بود ما هم به عشق آق دامبی که برای خودش مجنونی! حرفه ای (البته از اون لحاظ!) به حساب می یاد گذاشتیم!

به قول بوکفسکی شهرها سوختند ٬ حالا برو بخواب!

پی نوشت۱:نمی دونم جمله ی بالا چه ربطی داشت

پی نوشت ۲:اه اه اه چقدر از پی نوشت بدم می یاد!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 10:50 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
عنوان نداره !!!!
بازم سلام, دیدم مردم عزیز در طی چند روز گذشته هی پشت سر هم زنگ میزنن و پیامک (  ) میدن و افراده مقیم خوارج از کشور هم با میل های بدون اندازه خودشون این سوال رو از من میکردن که این اسی ( دقیقا این اسی نه یکی دیگه ) این همه چرت و پرت رو چه جوری پشت سر هم در میاره ؟؟ اصلا این همه موضوع که هیچ کدوم نه به هم ربط داره نه به هری پاتر چه جوره به این ذهن کوچیک این اسی می رسه ؟؟

در جواب این دوستان باید بگم که اصلا نگران نباشین, شرایط کاملا عادیه و همه چی در حال کنترله...

به گیرنده هاتونم اصلا دست نزنید...( آخه اون گیرندس ؟  )

 

----------------------

پی نوشت ۱ : به اونا که بالا گفتم زیاد توجه نکنین...همش شوخی بود ( برای عوض شدن جو حاکم لازم بود )

پی نوشت ۲ : با این که زیاد از اسی با این چرت و پرتاش خوشم نمیاد اما با پست من و مجنون و شرکا رو درک کنید! یه کم حال کردم اگه خوستین باز ببینینش می تونین اینجا کلیک کنین...( پس فکر کردی اینجا ؟   )

پی نوشت ۳ : نمی دونم چرا جدیدا به دادن پی نوشت ان قدر علاقه نشون میدم...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 11:36 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه هشتم شهریور 1387
آش شله قلمکار یا من تنم می خاره!
یه روز یه جایی بود گل و بل بل وزیر کشورش فارغ و تحصیل آکسفورد بود رضا پسرو! در باره ی شهدا رپ می خوند زرشک پلو با کچاب سرو می شد مجلسش  باغ وح..... و بوستان! بود! قهرمان های ملی شون چاوز و کاسترو بودن! و عریان نماز جما عت می خوندن (زارع جان تو کجایی بابا!)بازیگراش می رفتن هالیوود ممنوع الخروج و از اینا می شدن!(گلیشفته بازیگر خوبیه!)  من بدبخت داشتم درباره ی هری پاتر می نوشتم جدا من بی شعور م نه؟

آش شله قلمکار به از آن جا بود /مملکت پر از غوغا بود

آکسفورد چیز خوبیه / کاردان بودن! هم چیز خوبیه!

من نمی دونم از وقتی که من شعر گفتن رو شروع کردم تن دامبی و این شاعر های هم جن.... باز!

سعدی و مولوی(به نقل از برو بچ یخه بسته!) توی قبر می لرزه!

 

ا امار وبلاگ پایینه که هنوز ؟ آهان فهمیدم بعد از سیاست پ.و.ر.ن.و گرافی جواب می ده اگر هم جواب نداد شروع می کنیم هری پاتر نوشتن!

 

 

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:31 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفتم شهریور 1387
چارلز بوکفسکی من با خودت ببر!
هرکی داستان ها و شعر های بوکفسکی رو نخونده باید رسما بره بمیره! نه جدا همین الان حتی اگر ۴ صبه پا می شی می ری شهر کتابی جایی موسیقی آب گرم/ترجمه ی بهمن کیارستمی (اون عباسشون نه بهمن حدس می زنم بهمن شغل شریف پسری رو داشته باشن) /نشر ماه ریز ۱۳۰۰ تومان

بدو بدو بخرش!

 

جدا تابستون شروع شد ها یه امتحان تستی گرفتن از مون گفتن برین عشق و حال کنین! البته با رعایت کلیه ی چیز های ارشادی و اینا کلا!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 10:1 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهارم شهریور 1387
سال های وبا! و علی جان زشت بابا زشت و رشته ی حقوق با گرایش آکسفورد!
علی جان چقدر بگم زشته نکن پسرم نکن! طرف این رفیقای بد نرو اینا کار بلاد نیستن این ها کاردان! نیستن نکن هی گفتم ورقه ی ریاضی تو بهت می دن نده بچه ها امضا کنن نرو شورای مدرسه نماینده شو شر می شه ها! بفهمن ورقه ی ریاضی تو خودن امضا کردی بچه ها می گن نماینده ی ما رو ببین حال علی جان چیزی نیست بگو شما اشتباه می کنید هیچی هم نمی فهمید من دکترای حقوق اساسی دارم با گرایش آکسفورد!شما که از این چیزا ندارین دلتون بسوزه!

 

سال های وبا:

خب عزیزان می بینم که در وبا داریم سیر می کنیم!

مدرسه ما رو برداشت برد یه جایی  به طول۵ در عرض ۶ به نام چشمه اعلا ! اقا ما وبا رو رو شاخش

 

گرفتیم ها (رفتیم تو جوب آب و بله!)

اینا رو وولش حول و حوش ظهر بود ما رو بردند پشت سر آیت الله جوادی آملی نماز بخونیم که بنده به دلایلی پچیدم! (البته بعدش جدی تاسف خوردم چون آیت آلله جوادی آملی از در که آمد بیرون به من سلام داد با اون سن و سالش کف کرده بودم ها کف!)

حالا ما بچیدیم رفتیم بالا ی مسجد یه قبرستان کوچیک بود دوتا قبر کنار هم بود که نوشته بود پدر و مادر

روی یکی (پدر) تاریخ فوت یه تاریخی بود و تاریخ فوت مادر فقط یک ماه بعد از فوت پدر! تاریخ تولد هم بر عکس بود یعنی مادرشون یک ماه یا دو ماه بزرگتر از پدرشون بود حال کردم که این دوتا عاشق واقعی بودن و بدون هم نتوسنت زندگی کنن قبرشون رو دو بار شستم!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 8:51 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب