جمعه هفدهم آبان 1387
من اینجام !!
سلام به همه
باز من اومدم...
اول از همه از دوستان و آدمای الافی که با نظر های پر محتواشون ( مثل : من آپم !!! آپیدم !!! دارم می آپم !!! آپیده بودم !!! آپ بوده ایم !!! خواهم آپید !!! ما آپیدم و آپ... ما رو سرفراز کردن تشکر می کنم و واقعا براشون دعا می کنم !!!
)
بوی گند و گه مهر هم که دیگه همه بهش عادت کردن و دیگه هرجا میری همه دارن درس می خونن ( حتی یک ثانبه هم شک نکن
)
نمونش همین اسی...واسه من آدم شده میره تست می زنه
البته من یه دوستا داشتم قبلا, این بیچاره درس زیاد خوند و مرد...شما خیلی مواظب باشین....
------------------------------------
پی نوشت : چند وخ بود پی نوشت نداده بودم
الان احساس بهتری دارم....
اول از همه از دوستان و آدمای الافی که با نظر های پر محتواشون ( مثل : من آپم !!! آپیدم !!! دارم می آپم !!! آپیده بودم !!! آپ بوده ایم !!! خواهم آپید !!! ما آپیدم و آپ... ما رو سرفراز کردن تشکر می کنم و واقعا براشون دعا می کنم !!!
بوی گند و گه مهر هم که دیگه همه بهش عادت کردن و دیگه هرجا میری همه دارن درس می خونن ( حتی یک ثانبه هم شک نکن
نمونش همین اسی...واسه من آدم شده میره تست می زنه
------------------------------------
پی نوشت : چند وخ بود پی نوشت نداده بودم
نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 0:18 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
انتری که لوطی اش مرده بود!(با حضور بهروز وثوقی ابراهیم گلستان صادق هدایت انور خامه ای و ازا این ها!)
اولش سلام باید بگم که فقط بهروز جون تو ی جمع بالا اضافی هستش بغیه ارازل اباش ادبی هستن! که بنده ارادت ویژه دارم.
سوم انتری که ... اسم کتابیه از مرحوم صادق چوبک
چهارم حال کردم اسم بهروز وثوقی هم بگم مشکلیه؟
پنجم : سرما خوردم شدیدا قریبا (به ما چه گور عمت!)
ششم: من از مدرسه بیزارم
هفتم: من گشنمه چیپس می خوام
هشتم: ابراهیم گلستان کارگردان و حراف خوبی بود (خوشم نیومد چی در مورد جلال گفت!)
نهم:دامبی در سطح بز هم نیست!
دهم: هفته ی کتاب کی هستش؟
یازدهم: انور جان کمون بودن شدیدن قریبا!
دوازدهم: اطلاعات ادبی رو می حالی؟!!
سیزدهم:صادق هدایت و صادق چوبک رفیق فاب بودن
نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 11:20 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب

