تبليغاتX
وزارت سحر و جادو
جمعه بیست و دوم آبان 1388
پیاده میشم...
احساس جزو بزرگ ترین تفاوت های آدم با سایر موجوداته حتی خیلی منابع انسان رو حیوانی که دارای احساسه تعریف کردن..اما به نظر من این احساس نباید آدم رو محتاج چشمای بقیه نشون بده...البته اگه قرار بود چیزایی که آدما می فهمن و درک می کردن یکی باشه دیگه هیچ فرقی بین آدما نبود...

بی خیال..این قدر بارون بیاد تا دنیا رو آب بگیره...

این آخر هفته یکم برنامه ریزی شده تر کارامو کردم واسه همین یکم وقت خالی پیدا کردمو اومدم اینجا...

واسه امروز براتون آخرین کار یاس رو به اسم پیاده میشم آماده کردم..اصلا طرفدار گروه یا فرد خاصی نیستم اما به نظر من این آهنگ خیلی جالب شده...یاس, رپری که همچنان محکم پای سبکش ایستاده و همین روند رو دنبال می کنه, البته با سوژه‌های متفاوت, آهنگ پیاده میشم یکی‌ دیگه از درد‌های جدی اجتماع ایران رو بیان می کنه داستان دختری که سوار اولین ماشینی می‌شه که بخاطر پول خودش رو بفروشه . یکی‌ از خوبی‌‌های کارهای یاس اینه که از بالا همه چی‌ رو نگاه نمی کنه . همیشه سعی‌ در این داشته که جز به جز مسائل رو بیرون بکشه و ازش بخونه. و همیشه سعی‌ می کنه که کارش از همه لحاظ از قبل بهتر باشه که میشه این رو کاملاً احساس کرد...یاس جزو معدود افرادیه که با وجود موقعیت اجتماعی و فرهنگیش بازم خودشو قاطی مردم می بینه و مثل خیلی های دیگه خودشو یه پله بالاتر احساس نمی کنه, که همین باعث جذاب تر شدن آهنگ میشه...در هر صورت امیدوارم خوشتون بیاد :

یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک مستقیم )

یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Rapidshare )

یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Megaupload )

یاس - پیاده میشم - حجم : 6.46 Mb ( لینک غیر مستقیم - Depositfiles )

وقت واسه بیشتر گفتن نبود...میدونم...قصه های تو یه عمر آهنگه..سخته نه ؟؟ خب خیلی سخته..رسمش همینه..میدونم رسمش همینه...

فعلا

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه نوزدهم آبان 1388
عاشقانه های کتکوری!
سلام و ۶۰۰ صد سلام خدمت برو بکس محترم منجمله دامبی عزیز!

این مطنشو از رو لج دامبی گفتم این چند وقتی که نبودیم جبران شه!

و حالا این شعر!

در باران می دوم.

ناگهان می ایستم.

یاد صورتت می افتم.

یاد ان دستانت.

یاد ان مو های قهوه ای کمرنگت که بوی خوبی می داد.

آن روز هواشناسی اعلام کرد: مقدار بارش ۲ میلی لیتر بیشتر شد!

بعله! اقا دامبی بگیر که اومد!

هان راستی از دور به کولی و جینی و اینا سلام می رسونم ! برو بکس همه تون رو دوست داریم منتهی وقت سگ مصب نداریم!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:15 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه پانزدهم آبان 1388
عجب...
هفته ی جالبی بود در کل :D

اصلا نگران اسی نباشین..این موجود بعضی وقتا درسم میخونه و جدیدا اصلا وقت نداره :D تازه اون چند دقیقه ای هم که میاد اینجا ظاهرا واسه سلام کردن به یه سری دیگه میاد ( خودتون میتونین پست قبلیو نیگا کنین :-" )

زیاد حرفم نمیاد ( یعنی سوژه پیدا نکردم اگر نه حرف که زیاده )

فعلا...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:38 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه هشتم آبان 1388
حکایت ما کنکور و شرلوک هولمز
سلام سلام! یه صد سالی نبودم۱ امدم از کما در بیایین!

سلام به جینی. خوشگلتر از جینی. کولی و برو بچ گل دیگه

کنکور امونمو بریده۱ شرمنده!

شرلوک هولمز هم یه مجموع داستان جدید اومده ازش تو مخمه نه پول دارم نه وقت!

فعلا!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 1:23 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب