تبليغاتX
وزارت سحر و جادو
چهارشنبه هفتم فروردین 1387
سال نو مبارک..!!!
اول از همه سال نو رو به همه تبریک می گم...همگی سعی کنین در این سال نو آوری و شکوفایی چیز جدیدی بیرون بدین...

اسی سال جدیده...سعی کن کمی آدم باشی...میدونم برات سخته ولی ممکنه

خوب 1 سال دیگه هم گذشت...برای خیلی ها مثل اسی 1 سال بدون هیچ درک و فهم جدیدی از زندگی شروع شده...شما مثل این نباشین...بیاین کمی نو به سال نو نگاه کنیم...

نوروز مبارک...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 6:23 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه یازدهم دی 1386
آری دیگه...
سلام اسی و بقیه!!! چطورین همگی جمعا ؟؟ یه چند وخ بود آپ نکرده بودم جدا آرامش داشتم..اما باز دیدم اسی داره اشک میریزه و اینا گفتم دل بچه رو نشکنم...بالاخره بچه ها هم واسه خودشون عالمی دارن ( این اسی هم که کلا فضاست و تو یه عالمه دیگه سیر می کنه...فقط بهش نگین ناراحت میشه!!! )...

آزه دیگه, می گفتم این بچه ( که البته اندازه یه غول نسبتا بزرگ بالغ شدس ) در کل موجود بدی نیست...قبول دارم خیلی مزخرفه ( سلام اسی  ) اما خوب هر موجودی یه جوره دیگه...همچین جاهاست که آدم پی به گستردگی موجودات در آفرینش می بره...

با تشکر از تمام کسانی که ما را در تهیه این مجموعه یاری کردند...

پاییز و زمستان ۸۶

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 9:31 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هشتم آذر 1386
بازم به شخصیت دامبلدور
اول از همه سلام عرض می کنم خدمت همگی اما این بار این سلام از طرف دامبی نیس بلکه از طرف شخصیت اصلی این نویسنده ( یعنی خود من ) هست

دوم لازم می دونم خدمت اسی بگم باز به دامبی که مرده ( یعنی مرد هست ) اما تو چی می گی ایم وسط اسم روفوسو گذاشتی رو خودت فکر کردی جدا مردی ؟؟ حالا مرد نبودنت به کنار ؟؟ تو دیگه چرا ؟؟ ها ؟؟ خجالت بکش...این کارهارو نکن..

سوم هم لازم می دونم به این زنیکه ( منظورم رولینگه نه روفوسیه ) بگم آخه وقتی کتاب ۷ هم تموم می کنی یادت میاد اینا رو بگی ؟؟ تازه اون هم برای کی ؟؟ برای قطب + داستان ؟؟ جدا که ...!!!

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 7:56 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دهم آبان 1386
مثله این که ول کن نیس!!!!
سلام عرض می کنم خدمت شما و از شما تقاضا دارم قبل هنگام تغییر ارتفاع کمربند ایمنی خود را حتما ببندید!!!

مثکه ( مثل این که ) این زنیکه ( جی کی ) ول کن ما آدمای الاف تر از خودش نیس!!! چون باز یه کتاب دیگه داده بیرون !!! ( یعنی نوشته  ) اسمش هم The Tales Of Beedle The Bard هست...

این هم یک کاور دست نویس توسط خود زنیکه ( جی کی ) :

WwW.MiNstRy-Of-MaGiC.BlogFa.CoM

 

منبع خبر

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 7:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
آخه چرا ؟؟؟
سلام به همگی...امروز براتون چند تا عکس اماده کردم و اول باید در مورشون توضیح بدم :

دیروز من داشتم به اکانت وزارت خونه در وبگذر سر می زدم...به خودم گفتم این همه آدم الاف با جستجوی چه واژه هایی اینجا رو پیدا می کنم اما وقتی لیست آمار موتور های جستجو در اینجا اومد خیلی حال کردم ... برای همین همون موقع با پرینت اسکرین از صفحات لیست ۳ تا عکس گرفتم که از دست نرن که شما می توانید با کلیک بر روی لینک های زیر ان ها رو ببینید...

عکس اول   عکس دوم   عکس سوم

حتما هر ۳ تا رو ببینید و بخندین

اگر هم فکر می کنین دروغیه می تونید با کلیک بر روی اینجا و انتخاب بخش آمار موتورهای جستجو خودتون از نزدیک ببینید...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:17 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه دهم مهر 1386
پاتر نکبتی ؟؟؟
نمیدونم چرا این رولینگ ول نمی کنه!!! اصلا دلیلی نمی بینم که بفهمم چرا رولینگ بعد از پایان کتاب ۷ باز جادوگر ماه تعیین می کنه...؟!؟!

حالا ماه قبل رو باید انجام می داد به عنوان حسن ختام اما به نظر من دیگه نباید کسی رو جادوگر ماه معرفی کنه حالا اگه خیلی اصرار داشت هر سال یه نفرو یا هر قرن یه نفر ( مثلا دامبلدور عزیز ) رو معرفی کنه...این جوری خیلی بهتره

نه ؟؟

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 10:3 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پنجم مهر 1386
سلام بروبچ
سلام به همگی , امروز تولد وزارت خونس و ما دور هم جمع نشدیم...بلکه هر یک از نقطه ای از این جهان که شبیه یک توپ فوتباله ( و همچنین تبریک به پرسپولیسی های عزیز که اومدیم بالای جدول ) هستیم اما باید گفت که در طی این پست من قصد داشتم با انجام سعی و تلاش های فراوان و همچنین کمک گرفتن از تکنولوژی های روز دنیا همچون نانو سیلور ( همون که میگه سلام باکتری بعد اون یکی میگه سلام بو... ) و همچنین با تایید استاندارد iso 9002 در ضمینه بهترین کیفیت سر کار گذاشتن در خدمتتون باشم...

تولدت مبارک وزارت خونه

این هم کادوی من به شما دوست عزیز ( حتی شما دوست عزیز ):

آهنگ جدید گروه زدبازی به همراه سیجل ، جی جی و نسیم به نام تابستون کوتاهه

در این آهنگ مهراد هیدن و سامان ویلسون میخونن و سهراب Mj حضور نداره

دانلود Mp3 128

دانلود Mp3 64

دانلود Mp3 32

 می دونم که شاید تا الان آهنگو شنیده باشین اما در کل آهنگ باحالیه. امید وارم لذت ببرین

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:39 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386
اسنیپ, سفید یا مشکی ؟؟
باز هم سلام به همتون

نمی دونم این واقعا حرف اسنیپ بود یا نبود...اما به نظر من اون بیچاره هم برای خودش دل داشته (  ) و حتما پشت اون ظاهر بدون ترکیبش قلبی داشته که سرشار از عشق بوده ( چه رومانتیک  ) یعنی یه چی تو مایه های لوک خوش شانس :

پشت اون ستاره ی حلبی, قلبی از طلا داشت...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 2:42 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386
بیچاره اسی...
هی..روزگار...یادش بخیر...

سلام به همه..این اسی رو این جوری نیگا نکنین...این قبلنا سالم بود وقتی فهمید آرش جان (  ) ناخوش هستند حالش این جوری شد و تا دم خودکشی هم رفت اما متاسفانه موفق نشد..

اما جدا میگم زشته که آدم در رفاقت پشت سر رفیقش حرف بزنه و بهتر بگم خالی ببنده ( اون هم چه خالیی ؟؟ بیچاره رو کردن تو قبرو در آوردن !!! ) و با احساسات افراد خامی مثل اسی بازی کنه...اخه مگه این بیچاره دل نداره..

بهتره یاد بگیریم کمی هم آدم باشیم...

پی نوشت : لطفا به کسی برنخوره...

 

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:1 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه پنجم شهریور 1386
بنر جدید
سلام به همه ...دیدم اسی گفت یه بنر واسه بالای وب درست کن من هم ساختم...این هم توضیحاتش :

این بنر سه بخش داره :

۱ و ۲ و ۳

بخش اول تصویری از داستان هری پاتر دماغ دراز و میتیکومونه

بخش دوم تصویر زحمات هرمیون ( که یخ حوض شکسته و کهنه بچه شسته ) و هری و رون ( که در این راه ریش و سبیل هم درآوردند رو نشون میده ) !!!

بخش سوم هم هم تصویری از پرده برداری از دو موجود عجیبه ..!!!

مجموعه این ها شده این بنر قشنگ که من هم این رو با افتخار تمام تقدیم می کنم به همه ی بچه های تیم ملی نوجوان والیبال که صبح کله سحر از خوابشون زدن تا خارج رفتن و والیبال بازی کردن و بردن !!!

 

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 8:18 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه دوم شهریور 1386
من معذرت می خوام..
قبل از سلام لازم می دونم از کلیه ی رپرهای محترم زیرزمینی عزیز معذرت خواهی کنم به دلیل عمق فاجعه ی C130 که در برنامه پیش اومد از همتون تقاضا دارم به پیام های بازرگانی که در ادامه ی برنامه پخش میشه توجه فرمایید...

سلام

و در نهایت هم باز از همه به دلیل چرت و پرت های این ضعیفه ( اسی ) از همگی معذرت خواهی کنم..

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 9:36 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و ششم مرداد 1386
هری پاتر رویای نسل های آینده ؟؟
بالاخره این اسی هم با مردنش همرو راحت کرد...هم خودش هم بقیه..

در ادامه مطلب قبلی باید گفت :

این وسط یه سوالی برای خیلی ها باقی مونده و اونم اینکه آیا نسل های بعدی هم هری پاتر رو به عنوان یه قهرمان خیالی تصور می کنند که ظاهرا زندس یا اونو یه شخصیت پوسیده ی الکی دهن پر کن در نظر می گیرن ... ؟؟؟

تقریبا نمیشه دومی رو درست فرض گرفت چون زمان ثابت کرده عمر کتاب بیشتر از نسل بشره...همون طور که این رو در تریولوژی ارباب حلقه ها دیدیم که بعد از سال ها هنوز آمارش جزو کتاب های پرفروش بود...اما آیا رولینگ هم مثل دنیای خیالیش کتاب هاشو جادو می کنه تا سال ها باقی بمونه...؟؟؟

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 4:3 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
آلبوم جهنم ساکت از رضا پیشرو

این هم آلبوم جهنم ساکت از رضا پیشرو:

واسه دنلود در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:52 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
آلبوم Minutes To Midnight از Linkin Park

این هم آلبوم Minutes To Midnight از Linkin Park حال کنین:

واسه دانلود در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 9:11 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
اگه من یک بار تو رو ببینم...
اولا سلام بیب

دوما تو هم مثل یک خوک بزرگ {....}

سوما من یک دهنی از شما بیب سرویس خواهم کرد

چهارم فکر نمی کنی بهتره یه کمی لاغر شی ؟؟

پنجم اگه من یک بار تو رو ببینم...

ششم برو بمیر

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 9:43 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه هشتم مهر 1385
تابلو بود کار خودته!!

اسی جون بوقی این که تابلو بود کار خودته و اصلا ادای کس خاصی مثلا هیچکس رو در نیاورده بودیااااااااا

راستی این هم آهنگ های قدیمی  از هیچ کس:

1-Pedar Khandeh

2-Baa Ham

3-Chera azam badet Miyad

4-Hich kas,Reval

5-Baxe Soroush

6-(Vase har irani (Feat Zed Bazi

 

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 4:19 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم مهر 1385
تولدت مبارک

سلام به همه امید وارم حالتو خوب باشه فکر کنم امروز تولد این خراب شدس!!

یادش بخیر اولش موضوعمون چی بود و آخرش به کجا رسید؟؟!!

اما واقعا خوب بود...خیلی چیز ها یاد گرفتیم و تجربه کردیم و با خیلی از دوستای جدید و همیشگه آشنا شدیم.. سر و مغز هم زدیم.... حال روفی رو گرفتیم...

روفی بوقی تو کجایی چرا نمیای تولد؟؟

راستی این هم کادوی من یک فلش باحال برای یک سالگی وزارت خونه که می تونید از اینجا ببینیدش امیدوارم خوشتون بیاد...تقدیم به تمامی دوستی های یک ساله...

روفی چپ چپ نیگا نکن برای تو کادو ندارم!!!

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:41 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385
ملت چطور مطورین؟
آقا حال شما خوب است چطور مطورین برو بچ ما کمتر وقت می کنیم اینجا رو آپ کنیم(به درک) عوضش

یه وب زدیم دست جمعی مخ مزنیم(بی ادب نه از اون لحاظ یعنی دهن ملت رو ... می دیم!!!)

اینم آدرسش  این گروه خشن

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 7:26 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385
منم هستم

آقا اول باز اون انسان عزیز و گرامی که خودش میدونه تشکر میکنم

راستی قضیه وب جدید چیه؟

کمک خواستین منم هستم

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 7:29 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه نهم تیر 1385
این دیپگه شوخی نیس!!!
ببین اسی جون این یکی رو جدی گفتم اگه فقط یک باره دیگه بخوای در مورد اون آدم مجهول ( هر جور باشه عزیز منه ) شوخی بکنی یک جوری حالت رو میگیرم که از ته ته ته ته ته دلت بسوزی...

حواستو جمع کن این پستم رو جدی بگیر

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:10 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه پنجم تیر 1385
روژ ژهانی مبارژه با اعتیاد گیرامی (گرامی) باژ!!(همون باد)
آقا این روز بر شما مبارک باشه ما بلاخره بعد از روژها ارشاد این دامبی فرستادیمش کلاس های ترک اعتیاد....

این روز های اخیر این دامبی داشت از این کوفتیهایxوyمی کشید با این شیشه و در و پنجره و این کرانچی؟نه کراکر آهان کراک! تازه داشت پیشرفت می کرد از این کوفتی های abcdمی کشید! هی ما ارشادش کردیم بیا همین گرد نخود رو بزن تو رگ تو کوشش نرفت که نرفت! این دامبی مشکوک می زنه

فکر می کنم با این ولدمورت قرار مدار بسته گرد نخود غیر اعلا بسازه! آخه دلتون می آد با این گرد نخود های غیر اعلا زندگی جوون های مردم رو به بازی بگیرین؟

در هر صورت امیدوارم در این روز گرامی بنیاد تمام کارخانه های گرد نخود سازی غیر اعلا از ریشه ساقط

بشه! دامبی جون بیا با هم دنیا را با گرد نخود  اعلا بسازیم نه با این کوفتی هایxوy!!!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 1:4 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه سوم تیر 1385
آگهی

خواندن این مطلب خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

Access Denide

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 8:4 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه سوم تیر 1385
ایول
عزیزی که از بنده ( دامبی ) طرفداری میکنی ممنون ( من هم میدونم کی هستی )

از جناب هری پاتر هم به خاطر حرف های ناپسندشون گله میکنم دعا میکنم خدا یک عقل سلیمی به ایشون بده

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 2:56 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه یکم تیر 1385
به شما سلامی دوباره خواهم داد
سلام بینندگان عزیز حال کردین ده دوازده هفته است آپ نکردیم؟؟؟ آخه دامبی رو به جرم حمل گرد نخود

غیر اعلا گرفته بودن!راستی آقا هری پاتر که تو مطلب از هری پاتر به دوپس دوپس فش داده بودی به مادر

سلام برسونمال مامان شما مثل خیچال فیریزر امرسان :زیبا جادار مطمئن تشریف داره!!!!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 4:19 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385
از نو

سلام اسی جون اگه یک بار دیگه این جوری حرف بزنی...

اما هنوز هم میشه باز دوباره شروع کرد بیا چند تا مدیر دیگه پیدا کنیم و از اول شروع کنیم...قبوله؟؟

از این به بعد هم مطالب این وبلاگ میتونه شامل هر چیزی باشه

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 2:34 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385
بدبختی ما!
آقا ما چه گیری کردیم؟ هر ۱۰ سال یه بار این وبلاگ رو آپ می کنیم که چی؟ که این دامبی بوقی

پشمک به ما گیر بده ؟ اصلا من نمی دونم این وبلاگ چه ربطی به هری پاتر داره؟ حالا هیچی چرا این دامبی آپ نمی کنه؟ مرده شعور اون الفا ۱۳ گروپ رو ببرند که به جای اینجا اونجا را اپ می کنه!

در هر صورت مرده شعور دامبی رو ببرند!

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:55 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه هفتم فروردین 1385
خبر

عزیزان جادوگر سایت هاگوارتز.آی آر  رو یادتونه ؟؟؟

باز دوباره باز شده بهش سر بزنین...

هاگوارتز

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 11:25 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و ششم اسفند 1384
یاز هم سلام

با عرض سلام به خدمت همگی و عرض خواهی برای دیر به دیر آپ کردن آخه جدیدا دارم یک قالب به اسم ALLFA'S DRAGON مینویسم و از اونجایی که مدیر بخش آموزش HTML و JAVA در سایت LORDS BASE هم هستم دیگه وقتی برای این وبلاگ نمیمونه اما با این همه خواستم یک آهنگ ایرانی اما حدودا پرطرفدار رو براتون بزارم(اسی جون میدونم خوشت نمیاد اما به از هیچیه):

شادمهر(POP CORN)

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 6:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه نهم بهمن 1384
westlife

این هم وست لایف برای شما:

west life

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:24 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه هشتم بهمن 1384
4LLF4 GR0UP

با عرض پوزش به خدمت همه ی جادوگران به دلیل دیر آپ کردن

دیدم شیطون کوچولو سوال کرده این گروه آلفا یعنی چه؟؟ من هم تو جوابش بهش میگم : این یک گروهه برای دوست یابی و یک عالمه کار دیگه البته یک مدت دیگه راه میافته اما با این همه عضویتش مجانیه...از دست ندینش....

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 4:41 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه دوم بهمن 1384
4LLF4 GR0UP

با سلام خدمت همه ی جادوگران

از اون جایی که یکی از هدف های این وبلاگ تبلیغاته پس شروع میکنیم:

بالاخره گروه 4LLF4 به راه افتاد

حتما توش عضو بشین...

4LLF4 GR0UP

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:35 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و هفتم دی 1384
system of a down

این عکس ها برای همه ی سیستمی ها:

سیستم                       سیستم

سیستم

 

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:33 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و یکم دی 1384
درخواست

آقا جان از همه ی ملت جادوگری که این متن را می خوانند خواهش دارم روی لینک زیر کلیک کنید....و در اینجا عضو شوید و حالشو ببرین...

با تشکر

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:24 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم دی 1384
شکایات

دیدم عده ای از مردم شریفمون هر روز به من میگن لینک دانلود آهنگ ها خرابه برای همین من همین الان همه ی اون ها رو درست میکنم

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 3:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم دی 1384
نیم دلار

این هم cent 50 :

Fifty cent

درست شد...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:42 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم دی 1384
بابا.....

این هم یک آهنگ با مزه از جواد رضویان  :

بابا...

با تشکر از دوست عزیزم لقمان

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:15 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم دی 1384
4 گربه

این هم  4Cats  برای همه ی جادوگر ها :

4 گربه...

درست شد...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:11 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه هفدهم دی 1384
کامران & هومن

بفرمایید:

کامران و هومن

درست شد...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:20 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم دی 1384
fear factory

عزیزان اگه آهنگ های درخواستی رو پیدا کردم میزارم...روی چشم ....حالا با این حال کن...

Fear factory

درست شد...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:59 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم دی 1384
McFly

این هم ۱ سری آهنگ دیگه به اسم McFly به خاطر تو....

McFly

درست شد...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:39 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه نهم دی 1384
عجب رسمیه....رسم زمونه...

ای جمعیت جادوگر

چرا نظر نمیدین؟؟ دلتون میاد؟؟؟

لطفا نظر بدین

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 2:13 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه نهم دی 1384
آهنگ های درخواستی
این هم یک عالمه crazy frog برای همه ی crazy ها قابل توجه آقا اسی

1- jingle bells

2- last christmas

3- axel f 

4- popcorn

5- u cant touch this

6- whoomp

7- pump up the jam

8- in the 80s

9- get ready for this

10-i like to move it

یک خورده قدیمی اند اما حالشو ببرین...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 2:6 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه پنجم دی 1384
lord loss
ملت جادوگر خون اشام گرگینه و.....

 

دارن شان کتاب دیگه ای رو نوشته که نبرد

 

با شیاطین نام داره و جلد یکش لرد لاس

 

نام داره lord loss

 

 نشر بنفشه

 هم چاپش کرد و داده بیرون حول و حوش ۳۶۰  صفحه هست

جلد دوش هم قرار تازه تو اروپا و امریکا چاپ شه ( ۱ جون)

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 6:53 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام آذر 1384
شب یلدا!!
اقایون و خانوم ها و بین اینها(عجب) شب یلدا مبارک !!

دامبی هرچی شیرینی و آجیل می خوری کفت زهر مارت بشه!!!

 

نوشته شده توسط روفوس اسکیرمجر در 9:22 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384
توریست

با عرض سلام به خدمت توریستانی که از کشورهای آلمن و سوئد این وبلگ رو میبینند خوش آمدید...

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:45 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384
هری پاتر و جزیره ی نخود قسمت 5
جمعه بود و هری و جینی رفتند سینما ( جلوی در ...خشکه) تازه رفته بودند یک جای مناسب پیدا کنند که ناگهان متوجه یک چیزی شدند...:از هیچ زاویه ای پرده معلوم نیست اما دلیل آن زیاد فکر کردن نمی خواست....هاگرید و مادام ماکسیم جلوترین ردیف نشسته بودند !! و داشتند بلند در مورد زندگیشون با هم حرف میزدند:

هاگرید: تو چه رنگی رو از همه بیشتر دوست داری عزیزم؟؟؟

- من ؟؟ ااا....من...خب...سفید...نه..نه..سبز متمایل به بنفش که سایه ی قرمز بزنه

- چه رومانتیک...

با این حرف همه ی کسانی که در سالن سینما بودند برگشتند و اوق بلندی زدند...

---------------

فیلم شروع شد اما کاشکی شروع نمیشد!!! چون از اول تا آخر فیلم هاگرید و مادام ماکسیم داشتند با هم حرف میزدند و هیچ کس نفهمید که اصلا این بازیگر فلک زده چی داره میگه؟؟ البته صحنه هایی مثل جشن و هری و جو در جغد دونی هیچ کس حرفی نمیزد و فقط مادام ماکسیم زیر لب گریه میکرد و وقتی هاگرید پرسید چرا مادام ماکسیم گفت:

خیلی دلم براش میسوزه...بیچاره وقتی چو باهاش مهمونی نرفت چه حالی داشت؟! تازه تو کتاب ششم این هم دامبلدور میمیره...وقتی به اونجای کتابش رسیدم ۸۶۹۵۸۴۵۸۶۹۵۹۶۷۸۴۵۶۵۸۷۶۵۴۷۶۵ ساعت گریه کردم....

در این لحظه هری دست چو رو گرفت و بردش بیرون و بهش گغت: میشه دیگه از این پیشنهاد ها مثل رفتن به سینما ندی؟؟؟نفهمیدم آخرش هری با جینی دوست شد یا نه؟؟؟!!!!

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:40 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384
مهمانی بزرگ...

با عرض پوزش به دلیل پخش پیام بازرگانی در میان داستان

 اینجانب آلبوس دامبلدور همه ی جادوگران را به یک مهمانی بزرگ به مناسبت شب یلدا دعوت میکنم ...همه آب نخود و غذا ( نون + بوقلمون ) مهمان من با حساب اسی پشمک..هاا

باز هم با عرض پوزش به دلیل پخش پیام بازرگانی در میان داستان

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:23 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384
تبلیغات میان داستان

با عرض پوزش به دلیل پخش پیام بازرگانی در میان داستان

نخود برره

رنگی طبیعی

احساسی تازه

همراه با کارت قرعه کشی

۲ تا بخر ۳ تا ببر...

باز هم با عرض پوزش به دلیل پخش پیام بازرگانی در میان داستان

شرکت نخودخواران سبز توجه شما را به ادامه ی برنامه جلب مینماید

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 6:13 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384
هری پاتر و جزیره ی نخود قسمت 3

از اون ماجرا ۲ هفته میگزره...هری هر روز میره اون جا و با پیر مرد در مورد قیمت گرد نخود حرف میزدند و بعضی روز ها رون و هرمیون هم میومدند و به آنها ملحق می شدند ( البته گرد نخود هم میکشیدند !!! )

هری مثل سال های گذشته توسط مادر رون به منزل آنها دعوت شد و هری با اشتیاق پذیرفت !!!

                                 -------------------------------

هری برای بار ۸۷۵۶۵۴۹۶۵۴۰۶۹۴۰۶۷۵۶۴۳۷۵۶۴۳۸۷۵ از جینی پرسید : منو دوست داری ؟؟ اگه داری چرا پیش ولدمورت بودی؟؟؟

جینی هم که دیگه داشت گریه میکرد گفت : هری به جون ولدمورت که از همه کس برام عزیز تره خیلی دوست دارم....

- خدا رو شکر

- حالا بیا موضوع رو عوض کنیم دوست داری امروز با هم بریم سینما ؟

- عالیه حتما میام اما ۱ سوال :منو دوست داری ؟؟

                   

پایان قسمت سوم

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 5:25 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و ششم آذر 1384
هری پاتر و جزیره ی نخود قسمت 1

۱. پیرمرد

هری اکنون ۱۶ ساله است و سعی میکند ولدمورت رو نابود کنه اما هرکاری که میکنه یک مشکلی پیش میاد بنابراین میره سر کوچه تا یک هوایی بخوره اما سر کوچه چیزی توجهش رو جلب میکنه!!!!

پیرمردی اونجا ایستاده بود و داشت با کسی حرف میزد که البته چهره ی طرف معلوم نبود...پیرمرد هری رو به سمت خودش فرا میخونه و هری بی اختیار یه سمت اون میره...وقتی نزدیکتر شد میبینه اون طرف رونه!!!!و جالبتر اینکه هرمیون سر کوچه ایستاده و هنگامی که گوشش رو جلو میبره میشنوه که رون میگه: کاملا درست میگی گرد نخود خیلی گرون شده....

در همون لحظه هرمیون جلو میاد و بدون کوچکترین نگاهی به هری شنل رون رو میکشه و میگه: لوووو رفتی فروختنمون مامورا اومدن..... و با صدای ترقی هر دو ناپدید میشن...

پیرمرد هم نگاهی به هری میندازه و بهش میگه : سر ساعت ۱۲:۳۰ همین جا منتظرتم اون گرد نخود هارو هم بیار .....من خیلی حرفا با تو دارم.....

                                             ----------------------

                                                    ساعت ۱۲:۳۰

هری به سر قرار میره و میبینه پیر مرد اونجا نیست و فقط یک رفتگر زحمت کس اونجاست هری از رفتگر میپرسه که آقا شما یک پیرمرد کچل مو فرفری این دور اطراف ندیدی...

- منظورت نوه ی مرلینه

- نمیدونم

- تو هری پاتری؟

- آره

-پس بورو سر کوچه پلاک ۷۶۵۴۶۴۳ زنگ ۱۲۳۲۱۳ شمال شرقی رو بزن مرلین منتظرهته

هری به آدرس میره و زتگ میزنه و در باز میشه. وارد میشه و به دری باز برمیخوره میخواست وارد بشه اما اول در میزنه...

- تق تق تق تق

- بیا تو..

- تق تق تق تق

- بیا تو..

- تق تق تق تق

- خودت بیا تو

- تق تق تق تق

-میای یا بیام؟؟؟

هری وارد میشه ناگهان پیشونیش درد میگیره خیلی هم درد میگیره و از درد بیهوش میشه و دیگه هیچ چیز رو متوجه نمیشه...

                                              پایان قسمت اول

نوشته شده توسط آلبوس دامبلدور در 6:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
مطالب قدیمی‌تر